دیشب من امیرصدرا رو خونه شما بردم حمام و فرستادمش بیرون، چنددقه بعد صدای جیغ تو بود و گریه امیرصدرا😢

یه‌جوری یا امام‌زمان یا امام‌رضا میکردی که من فکر کردم سر امیرصدرا _دور از جونش_ شکسته و ... از فرط وحشت فشارم افتاد و همونجا از حال رفتم و بعدش هم بی وقفه اشک میریختم..تو هم گریه میکردی..

در حالی که پسرک فقط لب‌ش خون افتاده بود😑

خلاصه که سکته‌مون دادی :|